
درباره الی فیلم سینما نیست... فیلم زندگی است!... به زعم نگارنده آخرین ساخته تحسین شده فرهادی بیش از آنکه به سینما وفادار باشد به زندگی نزدیک تر است و شاید همین باعث تاثیر گذاری بر مخاطب می شود... با اینکه فیلم از حواشی زیادی از قبیل سفارش رئیس جمهور برای حضور در جشنواره فجر(آن هم درست چند ماه مانده به انتخابات !) / عدم دریافت جایزه به جز اصغر فرهادی آن هم برای کارگردانی و بس / و این اواخر همزمانی اکران فیلم با رویداد های اجتماعی و سیاسی ایران و اقبال در بین منتقدان و همین طور کسب جایزه خرس نقره ای برلین / برخوردار بوده است با در نظر گرفتن همه این ها به نظرم " درباره الی " یک گام از فیلمهای قبلی فرهادی عقب تر است!
فیلم با آنکه باساختاری مستند به طرز بدیعی به آدمهایش نزدیک شده است اما سعی در روایت داستان معمایی و گاهآ دلهره آور دارد که این دو در همنشینی باهم دچار تضاد شده است .
اساسآ با این که جزییات و ریزه کاری های فراوان در فیلمنامه دیده می شود چرا باید شخصیت الی در این اندازه شناخته نشده و مرموز باشد تا حدی که دوستش و حتی نامزدش اطلاعات دقیقی از وی نداشته باشد وچرا کارگردان فیلم ما را در دوراهی معنویت ( به خاطر ناپدید شدن خاص در دریا و آن نماد بادبادک ) و شرارت ( به نوعی خیانت به نامزد سابق و رفتارهای مشکوک ) شخصیت " الی " حیران رها کند!؟
بی شک بداعت سکانس های پانتومیم ودلهره و نفس گیر بودن صحنه غرق شدن آرش و گیر کردن ماشین در شن ساحل در آن پلان پایانی فیلم و آن دیالوگ بی نظیر احمدکه می گوید : پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه ( که بد جور با حال و روز این روز ها جور در می آید !) از لحظه های ماندگار سینمای ایران به شمار می آید.
فرهادی در این فیلم نیم نگاهی به جایگاه دروغ در بین خانواده های ایرانی و حضور رویکرد دموکراتیک در بین جامعه ایرانی آن هم با تاکید بر رای گیری در چند صحنه از فیلمش دارد و بی گمان نمی دانسته که در روزهای نمایش فیلمش بر پرده های سینما مردم ایران درگیر بزرگترین چالش مدنی و به فکر رای خود و دروغ/ .../ خواهند بود و گمشده ای بزرگتر از "الی" را در کنارشان خواهند آزمود!

