کافه سن ژرژ
روی تخت دراز کشیده بود و صدای پچ پچ کسانی رو
که بالای سرش بودند میشنید.
اون به آلکس گفته بود که مقدار ماده بی هوشی رو کم
تزریق کنه تا بتونه آخرین اتفاقاتی رو که می افته احساس کنه!
اصلآ درد نداشت ولی با هر تکانی که به او میدادند بعضی از خاطرات
به یادش می آمدند.
چراغی که شش لامپ روی آن بود جلوی چشمانش روشن کردند
ون نمی دانست چرا به یاد پسر کوچولویی که زمانی یک بادکنک
قرمز از او هدیه گرفته بود افتاده است.
کمی بعد تکان سخت دیگری خورد....کمی دلخور به نظر می رسید.
ون احساس می کرد که جلوی چشمانش را برفک گرفته است و به دختر
زیبای فروشگاه تابلو های نقاشی خیابان شماره ۱۴ فکر می کرد.
او حتی طعم تلخ قهوه ای را که برای اولین بار با سوزان در کافی شاپ
سن ژرژ نوشیده بود زیر زبان خود مز مز میکرد.
آلکس به او چشمکی زد ... ون با نگاه زیر چشمی به سختی
چنین تشخیصی را تحلیل کرد!
ون نفس عمیقی را کشید...دکتر جی . پارلو سوکت اصلی را که
به سختی آسیب دیده بود از سیستم مدار ون در آورد و در ظرف
فلزی کنار دستش انداخت .
ون هیچ چیز را به یاد نمی آورد و در خلا عجیبی که نمی توانست
به آلکس توضیح دهد به سر می برد.
او حتی زیبایی تابلو های ون گوگ و رنگ نارنجی آنها را دیگر
به یاد نداشت.
ون به آلکس گفت که دیگر پیر شده است و توان تجربه مجدد
خاطرات مجازی از دست رفته اش را ندارد.
او آدرس کافه سن ژرژ را از آلکس می پرسید.


فیلمنامه"ساراغریبه بود" و"روز کبیسه" در بخش مسابقه یاس زرین ( جشنواره فیلم کوثر)
پذیرفته شده......همچنین فیلم کوتاه ۱۳۵ ثانیه ای " مسافر امواج " هم در
بخش مسابقه ( فیلمهای 135 ثانیه ای )همون جشنواره نیز هم !
"راه رفتن روی ریلها "هم گویا به بخش مسابقه بین الملل جشنواره
رحمت( تو تبریز ) ! راه پیدا کرده !

تا یادم نرفته بگم که تو پست قبلی منظور من از تنها نماینده تبریز صرفآ
بخش داستانی جشنواره کوثر بود و بدیهیه که در سایر بخشها
از تبریز فیلم بوده و هست و خواهد بود!
( منظورم پور ستارو طاهر فر +ه ) !
در ضمن تیزر رحمت هم بنا به روایاتی تا حدودی صحیح آماده نمایش شد.
باقی بقای عمر دوستان.
پ . ن : فیلم های ۱۳۵ ثانیه ای " روزی زندگی " و " ماهی های قرمز حوض آبی "
ساخته علیرضا سلمانپور و هادی امینی به بخش مسابقه جشنواره
کوثر راه پیدا کرده اند.


