تبليغاتX
قهوه و سیگار
قهوه و سیگار
!اینجا کافه سینماست

 

پ.ن : هادی امینی با فیلم ( اتل متل یه خدا ) به جشنواره رویش راه یافت.


راه رفتن روی ریلها  در سی  هفتمین  جشنواره  بین  المللی  فیلم  رشد


فیلم کوتاه راه رفتن روی ریلها به بخش مسابقه  سی و هفتمین جشنواره

بین المللی فیلم رشد راه یافت.

این جشنواره از تاریخ ۱۱ آبان لغایت ۱۸ آبان ماه برگزار خواهد شد.

پیش از این فیلمهای "سیاه مایل به سبز" و "شکارگاه " در سی و سومین و سی و چهارمین

دوره این جشنواره جوایزی را به خود اختصاص داده بود و همچنین 

راه رفتن روی ریلها قبل از این جشنواره در ( جشنواره منطقه ای سینمای جوان )

( ششمین جشنواره بین المللی فیلم های ورزشی )

و

( نخستین جشنواره بین المللی فیلمهای قرآنی ) حضور داشته است.

 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دوشنبه شانزدهم مهر 1386 توسط سيد وحيد حسيني نامي

 

دنیا جای خوبی است ...ارزش جنگیدن دارد.*

 


 هفت سال پیش وقتی پانزده سال داشتم با دیدن فیلم هفت(ساخته درخشان دیوید فینچر )

 مسیر زندگی برایم عوض شد و تمام آرزو ها و طرح هایی که در ذهن داشتم رنگ باخت!

آری ...من عاشق شده بودم...عاشق سینما...و آن گاه عقل از کف دادم و به دنبال

دنیای دیگری بودم...دنیایی از جنس قاب و روایت و عشق...

دنیایی سرشار از نا گفته ها و اسرار و خلوت بین تو و تاریکی سالن سینما.

آیا واقعآ یک فیلم این همه را می تواند رقم بزند...؟

هفت یقینآ فیلم شماره یک من در  لیست برترین فیلم های تاریخ سینماست.

و تمام شاهکارهای دیگر را به کناری زده است !...

عجیب است...شاید به خاطر آن که فیلم سرنوشت ساز زندگی من است...!

و شاید چنین مطلب شاعرانه ای در مورد این فیلم جنایی تا کنون نوشته

نشده باشد!

در مورد فیلمی که قاتل بر اساس هفت گناه کبیره آدم می کشد!

البته به جرات می توان گفت آنان که از دهه نود با سینما آشنا شده اند به

گونه ای هفت را فیلم فرهنگ ساز و نمونه ای آن دهه بر می شمارند.

فیلمنامه  اندرو کوین واکر شاید تنها کتابی است که برای همیشه تاریخ

در کیف من جا خوش کرده است و آرامبخش خوبی برای لحظات پر التهاب

به شمار می رود....راستی جان دو غریب ترین قاتلی است که به یاد

دارم...عجیب تر ا ز  لئون و حتی  آل کاپون !

در جایی می خواندم که دیوید فینچر خود نیز با فیلم جنگ ستارگان

جرج لوکاس به سینما دلباخته است.

راستی شما با چه فیلمی به سینما دل باخته اید !؟


 فیلم هفت اهمیتش از محدوده یک فیلم جنایی ترسناک و پیچیده که

تماشاگرانش را شدیدآ تحت تاثیر قرار می دهد فراتر رفته است .

اندرو کوین واکر( نویسنده ) در طراحی این فیلمنامه موفق شده است با

تاثیرپذیری از موفقیت فیلم های متعددی که در باره قاتلین زنجیره ای

و انگیزه های شگفت آورشان به نمایش در آمده / قاتلی عجیب تر از همه

آن ها  / با اگیزه ای تکان دهنده تر بیافریند.....

قاتلی که علاوه بر جنایت ...موعظه می کند!

هفت در اغلب جنبه ها فیلم درخشانی است ...

ترکیب موزون و مسحور کننده ای از ایده های جذاب / بازیهای

عالی / کارگردانی با طراوت  دیوید فینچر و فیلبرداری استادانه داریوش خنجی.

باور پذیر کردن چنین قصه نا متعارفی و ایجاد فضای سیاه و نمور فیلم

از آن کارهایی است که گروه اغلب جوان فیلم از عهده آن به خوبی

بر آمده است.

سکانس ماقبل آخر فیلم را به یاد آورید:

جان دو در صندلی عقب ماشین در پشت میله ها نشسته است و

به نظر میرسد کارش تمام شده است و دیگر به موجود بی آزاری

تبدیل شده است ...اما هنوز حیرت آور ترین ترفندش در راه است.

به زودی جهنمی برپا خواهد شد...و سر بریده  همسر سروان میلز به

عنوان سورپرایز در جعبه ای پستی به او هدیه داده خواهد شد!

شاید بهترین دیالوگ فیلم جایی است که میلز در همان سکانس به

جان دو میگوید :

(( یه چیزی رو خیلی دوست دارم بدونم / دیوونه ها می دونن دیوونه هستن

یا نه ؟ / تا حالا شده وقتی خودت رو تو آیینه نگاه میکنی بگی خدایا من

چقدر دیوونم؟ ))


آنچه مسلم است در چنین فرصتی نمی توان در باره قابلیت های

بیشمار این فیلم سخن به میان آورد...

قابلیت هایی که این فیلم را از سایر فیلم های زیبای دهه نود زیباتر

جلوه میدهد و به سکوی شماره یک راه پیدا می کند.

شایداز آثار برتر دیگر این دهه ( دهه ۹۰ ) بتوان به فیلمهای

قصه های بازاری ....کونتین تارانتینو    /فارگو....برادران کوئن

محرمانه لس آنجلس....کرتیس هنسان / سکوت بره ها....جاناتان دمی

رهایی از شاوشنگ ....فرانک دارابانت / مخمصه .... مایکل مان

و

مظنونین همیشگی.... برایان سینگر

اشاره کرد. 


* زنگ ها برای که به صدا در می آیند / ارنست همینگوی




ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ جمعه ششم مهر 1386 توسط سيد وحيد حسيني نامي
قالب وبلاگ