


۱۳۵۸


۱۳۸۸
تاریخ را فاتحان می نویسند؟؟!
محسن میر دامادی و محسن امین زاده که از هسته های اصلی تسخیر لانه جاسوسی
در آبان ۱۳۵۸ و با شعار مبارزه با استکبار جهانی به شمار می روند اکنون به جرم رابطه با
آمریکا و براندازی نظام و انقلاب مخملی محاکمه می شوند.
ـ فیلم کوتاه میلی متر به بخش مسابقه فیلم های کوتاه جشنواره فیلم کوثر راه یافته و از ۲۶ - ۲۹
آبان در سینما فلسطین تهران به نمایش در می آید.
ـ فیلم کوتاه کامیکازه به بخش مسابقه جشنواره بین المللی فیلم های ورزشی پالرمو ایتالیا راه یافته
است و از ۷ - ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹ به نمایش در خواهد آمد.
با پیروزی مقابل اروگوئه
مارادونا بار دیگر به جام جهانی رفت!
.
.
.
۲۳/۷/۸۸
ـ ۱۷/۷/۸۸
وقتی شیفته یک بازیکن بزرگ مثل مارادونا باشی با همه خستگی های روزانه بی خوابی شبانه رو به جون می خری تا ببینی اسطوره فوتبال جهان در قاموس مربیگری تیم ملی کشورش چگونه نمایش با شکوهی را در صحنه مستطیل سبز اجرا خواهد کرد...
اساسآ مارادونا زندگی پر فراز و نشیبی دارد و مرد روزهای سخت است... از دوران بازیگری و جنجال های فراوانش گرفته تا روزهای بحرانی تیم ملی آرژانتین در اکنون ...و مارادونا به خاطر عبور از این بحران هاست که در ذهن ها باقی می ماند و تبدیل به اسطوره حماسی و حتی انقلابی می شود و این را به خوبی می توان در مستندی که امیر کاستاریکا در باره اش ساخته است به تماشا نشست...
مارادونا دیشب بار دیگر هیجان و عصیان را در روح فوتبال دمید وناخدای سربلندی در آن باران و طوفان برای تیم اش بودو با آن شیرجه اش در زمین گل آلود ورزشگاه بوینس آیرس خاطره دوران بازیکنی اش را در دل ها زنده کرد و هنوز مشتاقان آرژانتین و خودش را در جهان امیدوار نگه داشت تا جام جهانی آینده دیدن او روی نیمکت تیم ملی کشورش با آن خال کوبی تصویر چه گوارا روی بازویش دور از ذهن ها نباشد.
+ پاورقی :
هفت فیلم کوتاه کوتاه ۱۳۵ ثانیه ای برای حضور در چهارمین جشنواره فیلم کوثر آماده نمایش شد.
این هفت فیلم کوتاه کوتاه را فیلمسازانی از تبریز - تهران و یزد(مرتضی ابراهیمی - حسین جعفری -
علیرضا سلمانپور - راحله جهان پیمای سید نوید حسینی و احمد صراف یزدی) کارگردانی کرده اند و
موضوع این آثار با محوریت زن می باشد و به سفارش دبیرخانه جشنواره کوثر ساخته شده است.
حسین خورشیدی مجری طرح و سید وحید حسینی نامی تهیه کننده این هفت فیلم کوتاه کوتاه می باشد.
چهارمین جشنواره فیلم کوثر از 26 تا 28 آبانماه سال جاری در تهران برگزار می شود.

یادداشتی بر فیلم " بی پولی "

ساخته : حمید نعمت الله
حمید نعمت الله با دومین فیلم خود " بی پولی " بعد از " بوتیک " که از فیلم های تحسین شده دوران خود بود بار دیگر نام خود را به عنوان یک فیلمساز اجتماعی قابل اعتنا در ذهن ها ماندگار می کند.
نسل نو سینمای ایران گرچه اهمیت و اعتباری کمتر از نسل نویی است که در دهه چهل قامت استوار کرده بود ولی بی ادعایی و پشتکارش ارزش این سینما را دو چندان کرده است و به گمانم این روز ها دیدن فیلمی از فرهادی / شهبازی / مکری /حقیقی و نعمت الله بیش از تماشای فیلم های کیمیایی مجیدی و حاتمی کیا شور انگیز است و امثال بیضایی و تقوایی و مهرجویی هم گرچه در ساختن فیلم هایشان در فضای سیاسی سینمای ایران موفق نمی شوند و لی همواره آثار این فیلمسازان را مورد تحسین قرار داده اند.
" بی پولی " در این میان هم هوای سینمای هنری و اجتماعی ثقیل را دارد و هم هوای اکران و مخاطب و گیشه را و این در این بلبشوی حاکم بر سینمای ایران متد قابل اعتنا تری است که پیش از این فیلم های کنعان و درباره الی آن را آزموده اند و سربلند از آن بیرون آمده اند.
شاید یکی دیگر از قابلیت های بی پولی این است که تلخ ترین حرف ها را با کمیک ترین موقعیت ها بیان می کند و این خود نیز بر جذابیت و در ادامه تاثیر گذاری فیلم می افزاید و با بهره گیری هوشمندانه و دگر گونه از بهرام رادان و لیلا حاتمی لحظه های شیرین / مفرح / تلخ و غریب را توامان در سالن تاریک سینماایجاد می نماید.
" بی پولی " دغدغه طبقه اجتماعی ... دروغ در خانواده های ایرانی ... امنیت شغلی و فقر یکباره و معظلات مبتلا به نسل جوان را یدک می کشد و نگاهی وسیع و ریز به طیف های مختلف این نسل دارد و این گستردگی گاهی فراتر از داستان عمل می کند به گونه ای که فرجام آدم های مختلف قصه به اندازه مشکلات ایرج و شکوه قابل اهمیت است و بیننده با جور کردن پازل ها به نتیجه خنده آور توام با یاس شدید فلسفی دست می یابد!
لیلا حاتمی استادانه روند تغییر و استحاله یک زن را به نمایش گذاشته است که به یقین متفاوت ترین نقش وی در سینمای ایران محسوب می شود و توانمندی هایش را بیش از پیش به رخ می کشد... ناگفته نماند که از حضور حبیب رضایی / امیر جعفری / بابک حمیدیان و سیامک انصاری با آن دیالوگ ماندگار " من معنی این رفاقت های انتزاعی رو نمی فهمم " نمی توان غافل ماند.
+ آهای ای مرد... ای در دوردست... ای سبز... تولدت مبارک...







